صفت

بی اختیار

(اِ) [ فا – ع. ] (ص.)
۱- بی اراده.
۲- بدون فکر و تصمیم قبلی.

    بی آلایش

    (یِ) (ص.)
    ۱- خالص و پاک.
    ۲- مجازاً صاف و ساده، بی ریا.

      بوروکرات

      (رُ کْ) [ فر. ] (ص.)
      ۱- معتقد به مقررات و تشریفات اداری.
      ۲- دارای شغلی در دستگاه اداری.

        بوز

        (ص.)
        ۱- اسب تندرو.
        ۲- مرد تیزهوش.

          بور

          [ په. ] (ص.)
          ۱- سرخ کم رنگ.
          ۲- اسب سرخ.
          ۳- کسی که از عهده انجام کار برنیامده و شرمنده شده باشد.

            بورژوا

            [ فر. ] (ص.) ثروتمند، دارنده سرمایه و ابزار تولید.

              بوجار

              (ص.)کسی که غلات و حبوبات را الک می‌کند.

                بواب

                (بَ وّ) [ ع. ] (ص.) دربان، نگهبان.

                  بوادر

                  (بَ دِ) [ ع. ] (ص.) ج. بارده.
                  ۱- تندی و تیزی چشم.
                  ۲- تیزی شمشیر.
                  ۳- شتابزدگی.

                    Scroll to Top