صفت

بناور

(بُ وَ) (ص.)
۱- هر چیز ریشه دار.
۲- عمیق، گود.
۳- دُمل بزرگ و سخت.

    بنجاق

    (بُ) [ تر. ] = بنجق. بنجوق:
    ۱- (اِ.) حلقه‌ها، گوی‌های الوان.
    ۲- قطعات شیشه‌ای ک ه برای زینت اسبان و استران به کار رود.
    ۳- (ص.) اسب زینت شده با بنجاق.

      بن

      (بِ) [ ع. ] (ص.) ابن، پسر.

        بنام

        (بِ) (ص.)۱ – همنام.
        ۲- معروف، مشهور.

          بلوند

          [ فر. ] (ص.) رنگی است نزدیک به زرد، بور و طلایی.

            بلیغ

            (بَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- زبان آور.
            ۲- رسا، شیوا.

              بلند

              (بُ لَ) (ص.)
              ۱- دارای کشیدگی زیاد به سوی بالا.
              ۲- دارای فاصله زیاد از زمین.
              ۳- دراز، کشیده.
              ۴- دارای دامنه زیاد.
              ۵- دارای ارزش، یا اهمیت یا اعتبار معنوی.

                بلهانه

                (بُ نِ) [ ع – فا. ]
                ۱- (ق مر.) به طور بلاهت و بی تمیزی.
                ۲- (ص.) شبیه و مانند بله.

                  Scroll to Top