صفت

شکاک

(شَ کّ) [ ع. ] (ص.) بسیار شک کننده.

    شفیع

    (شَ) [ ع. ] (ص.) شفاعت کننده، پایمرد.

      شقیق

      (شَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- آن چه که از میان دو نیمه شده، هر یک از آن دو شقیق دیگری است.
      ۲- برادر ابی و امی.
      ۳- نظیر، مثل.

        شفت

        (شَ) (ص.)
        ۱- ستبر، ناهموار.
        ۲- در اصطلاح گیاه شناسی میوه گوشتدار مانند: هلو، شفتالو، زردآلو.

          شفک

          (شُ فَ) (ص.)
          ۱- ابله، نادان.
          ۲- بی – هنر، جلف.
          ۳- فرسوده.

            شفاف

            (شَ فّ) [ ع. ] (ص.) هرچیز لطیف و نازک که از پشت آن چیزهای دیگر دیده شود.

              پیمایش به بالا