صفت

شش انداز

(ش اَ) (ص فا.) = شش اندازه:
۱- کسی که شش بجول بازی کند.
۲- کسی که نرد بازد، نراد.
۳- کسی که شش گوی الوان مدور از چوب یا غیر آن به هر دو دست بگیرد و بر هر دستی سه عدد، در هوا اندازد و گیرد بطوری که هیچ یک زمین نیفتد و پیوسته چهار عدد آن در هوا باشد.
۴- ماه شب چهارده، بدر.
۵- نوعی خورش که از تخم مرغ با پیاز ترتیب دهند.

    شریف

    (شَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- بزرگوار، بلند قدر.
    ۲- پاک نژاد، گهری.

      شره

      (شَ رِ) [ ع. ] (ص.) حریص، میل فراوان، طمع.

        شرود

        (شَ) [ ع. ] (ص.) رمنده، رم کننده ؛ ج. شُرُد.

          پیمایش به بالا