اخرس
(اَ رَ) [ ع. ] (ص.) گنگ، لال.
(اَ رَ) [ ع. ] (ص.)۱ – آن که بینی اش را سوراخ کرده باشند.
۲- شعری که در وزن آن «خرم» واقع شده باشد یعنی «فعولن» را «عولن» و به واژه اخرم اضافه شود. «مفاعلتن» را «فاعلتن» گویند.
( اَ ) [ ع. ]
۱- (اِ.) شکیباییها، وقارها.
۲- خِردها.
۳- جِ حلم ؛ خوابها، خوابهای شیطانی.
۴- (ص.) جِ حلیم ؛ بردباران.