صفت

سرداور

(~. وَ) (ص مر. اِمر.) داور سوم است که طرفین دعوی مشترکاً او را تعیین می‌کنند، حکم مشترک.

    سرخور

    (سَ) (ص فا.) آن که بدقدم است و اطرافیانش زود می‌میرند.

      سردار

      (سَ) [ په. ] (ص فا.) فرمانده قشون، سالار.

        سرد

        (سَ) [ په. ] (ص.)
        ۱- خنک، دمای کم.
        ۲- بی مِهر.
        ۳- سخن بی مزه، بی معنی.

          پیمایش به بالا