صفت

سرخانه

(سَ نِ یا نَ) (ص مر.)
۱- کمال هر چیز؛ حد نصاب.
۲- آواز بلند. ؛ داماد ~دامادی که در خانه پدر و مادر عروس زندگی کند.

    سرچین

    (سَ) (ص مف.) = سرچیده:
    ۱- آن چه که با دست چیده باشند.
    ۲- هر چیز خوب و مرغوب و برگزیده (میوه و غیره).

      سرخابی

      (~.) (ص. اِ.)
      ۱- مربوط به سرخاب.
      ۲- رنگ سرخ مایل به بنفش که از ترکیب مساوی رنگ‌های قرمز و آبی ساخته می‌شود.
      ۳- صورتی مایل به قرمز.

        سرخوان

        (سَ خا) (ص فا.) = سر خواننده:
        ۱- خواننده‌ای که به خواندن آغاز کند.
        ۲- کسی که پیش خوانی کند و دیگران ذکر گویند؛ سرذاکر.
        ۳- فاتحه که بر سر قبر مردگان خوانند.

          سرپنجه

          (~. پَ جَ یا جِ)
          ۱- (اِمر.) سر – انگشتان.
          ۲- نیرو، قدرت.
          ۳- (ص.) زورمند، ستمگر.

            سرجمع

            (سَ جَ) [ فا – ع. ]
            ۱- (ق.) جمعاً، روی هم رفته.
            ۲- (اِ.) جزو.
            ۳- (ص.) برگزیده، نخبه.

              پیمایش به بالا