صفت

سرجمله

(سَ. جُ لِ) [ فا – ع. ]
۱- (ق.) به طور کلی، جملگی.
۲- (ص.) برگزیده، بهترین.

    سربتو

    (سَ. بِ) (ص مر.)
    ۱- سربه زیر، کم – حرف.
    ۲- متفکر.
    ۳- حیله گر.

      سرپر

      (~. پُ) (ص مر.) نوعی تفنگ که باروت یا گلوله آن از سر لوله به داخل فرستاده می‌شود.

        پیمایش به بالا