صفت

زرنگار

(زَ نِ) (ص مف.)
۱- زینت داده شده با زر.
۲- چیزی که با آب طلا نقاشی شده.
۳- طلاکوب.

    زشت

    (زِ شْ) [ په. ] (ص.)
    ۱- بدنما، بدگل.
    ۲- ناپسند، قبیح.

      زرکوب

      (زَ)۱ – (ص فا.) کسی که شغلش طلا – کوبی است.
      ۲- (ص مف.) طلاکاری شده.
      ۳- در صحافی ویژگی جلد کتابی که شکل‌ها و حروف روی آن زرکوبی شده‌است.

        پیمایش به بالا