صفت

ران

(ص فا.) در ترکیب به معنی «راننده» آید: کالسکه ران، سخنران، قایقران.

    راننده

    (نَ دِ) (ص فا.) آن که وسایل نقلیه را می‌راند، شوفر.

      راه پیما

      (پَ یا پِ) (ص فا.)
      ۱- راه پیماینده، راه رونده.
      ۲- مسافر.
      ۳- تندرو، سریع السیر. ج. راه پیمایان.

        رام

        [ په. ] (ص.)
        ۱- مطیع، فرمانبردار.
        ۲- خو گرفته، آموخته.
        ۳- در آیین زردشتی، یکی از ایزدان و نام بیست ویکم از هر ماه شمسی.

          راسخ

          (سِ) [ ع. ] (ص.) استوار، پایدار، ج. راسخون، راسخین.

            پیمایش به بالا