صفت

دعی

(دَ) (ص.) پسر خوانده ؛ ج. ادعیاء

    دسم

    (دَ س) [ ع. ] (ص.) چرب، پرروغن.

      دشتان

      (دَ) [ په. ] (ص.) حالت زنی که دچار عادت ماهانه باشد، حایض.

        دستمال

        (~.) (ص مف.)
        ۱- با دست مالیده شده.
        ۲- مجازاً مغلوب. ؛~ ابریشمی یا یزدی برداشتن کنایه از: شروع به چاپلوسی و تملق کردن.

          پیمایش به بالا