صفت

خمیرگیر

(~.) (ص فا.) کسی که در دکان نانوایی خمیر نان را به عمل آورد.

    خمیص

    (خَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- باریک، نزار.
    ۲- باریک میان.

      خنثی

      (خُ ثا) [ ع. ] (ص.)
      ۱- کسی است که نه مرد باشد نه زن.
      ۲- بی فایده، بیهوده.

        خمپاره انداز

        (~. اَ) (ص فا. اِمر.) سلاحی شبیه توپ که دارای لوله‌ای کوتاه و دهانه‌ای فراخ است و به وسیله آن خمپاره را پرتاب کنند.

          خلیل

          (خَ) [ ع. ] (ص. اِ.) دوست خالص، صادق. ج. اخلاء.

            خلیط

            (خَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- آمیخته.
            ۲- آمیزشکار.
            ۳- انباز.

              پیمایش به بالا