(حَ کَ) [ ع. ] (ص.) داور.
(~. بِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که هر ماه حقوق دریافت میکند.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) متخصص در رشته حقوق.
(حَ کّ) [ ع. ] (ص فا.) کسی که شکل یا نوشتهای را بر فلز یا نگین انگشتری حک کند.
(حُ. فَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) حکمران.
(حَ) [ ع. ] (ص.) ذلیل، خوار، زبون.
(حَ) [ ع. ] (ص.) سزاوار، لایق.
(حَ. ش) [ ع – فا. ] (ص فا.) ۱- معتقد به حقیقت و راستی. ۲- خداشناس.
(ی) (حَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)۱- حقیقت – گوی، راست گوی. ۲- مرغ حق، مرغ شباویز.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) ۱- شعبده باز. ۲- مکار، فریب دهنده.