صفت

نسو

(نَ یا نِ) (ص.) چیز نرم، لطیف و هموار.

    نسی

    (نَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- آن که بسیار فراموشکار است، کثیرالنسیان.
    ۲- کسی که او را در عداد قومش به شمار نیاورند.

      نسابه

      (نَ سّ بَ) [ ع. نسابه ] (ص.) آن که نسب مردمان و قبایل داند، نسبت شناس.

        نساج

        (نَ سّ) [ ع. ] (ص.) جولاه، بافنده.

          نساسالار

          (نَ) (ص مر. اِمر.) در بین زرتشتیان کسی است که مرده را از در دخمه به درون دخمه می‌گذارد.

            پیمایش به بالا