صفت

تلاتوف

(تَ) (ص.)
۱- کسی که خود را کثیف و ناپاک نگاه دارد.
۲- شور و غوغا.

    تکاور

    (تَ وَ) (ص مر.)
    ۱- دونده.
    ۲- اسب تندرو.
    ۳- افراد ورزیده و آموزش دیده نظامی برای عملیات جنگی.

      تقی

      (تَ یّ) [ ع. ] (ص.) پرهیزگار. ج. اتقیاء.

        تک

        (تَ) [ په. ] (ص.) اندک، کم، قلیل.

          تق

          (تَ یا تِ قّ) (ص.) صدایی که از شکستن چیزی یا برخورد دو جسم سخت یا افتادن جسمی به وجود می‌آید. ؛ ~و لق الف – نیمه تعطیل. ب – زهوار دررفته، فرسوده. ؛ ~ ِ ~چیزی درآمدن الف – صدای چیزی درآمدن. ب – افشا شدن امری نهانی.

            پیمایش به بالا