صفت

نساج

(نَ سّ) [ ع. ] (ص.) جولاه، بافنده.

    نساسالار

    (نَ) (ص مر. اِمر.) در بین زرتشتیان کسی است که مرده را از در دخمه به درون دخمه می‌گذارد.

      نزیل

      (نَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- فرود آمده یا مقیم.
      ۲- مهمان. ۳- طعام با برکت.

        نزیه

        (نَ) [ ع. ] (ص.) ۱- پاک و پاکیزه.
        ۲- خوش و خرم، باصفا. ۳- پاکدامن.

          نژند

          (نَ یا نِ ژَ) (ص.)
          ۱- مهیب و سهمگین.
          ۲- افسرده، اندوهگین.
          ۳- خشمگین.
          ۴- پست.

            پیمایش به بالا