صفت

یدکی

(یَ دَ) [ تر – فا. ] (ص.) قطعات اضافی که برای جایگزین کردن قطعات خراب شده یک دستگاه نگه داری می‌شود.

    یدک کش

    (~. کَ یا کِ) [ تر – فا. ] (ص فا.)
    ۱- آن که افسار یدک را در دست دارد و همراه برد.
    ۲- کسی که علاوه بر وظیفه خود مسئولیت وظیفه دیگری را نیز به عهده دارد.

      یخ شکن

      (~. ش کَ) (ص مر.)
      ۱- شکننده یخ. چکشی که بدان قالب یخ را شکنند.
      ۳- کشتی ای که بدان قطعات بزرگ یخ اقیانوس‌های منجمد را شکنند تا رفت و آمد کشتی‌ها در آن ممکن شود.

        یاوه گو

        (~.) (ص فا.) بی هوده گو، آن که سخنان بی معنی گوید.

          یاوه

          (و) (ص.)
          ۱- بیهوده، بی معنی.
          ۲- بی – سرپرست، سرِخود.

            یائسه

            (~.) [ ع. یائسه ] (ص.)
            ۱- یائس.
            ۲- زنی که دیگر عادت ماهانه نشود.

              پیمایش به بالا