(مَ حَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) بی ارزش، بی اعتبار.
(مَ) (ص مر.) بی حد، بی حساب.
(ص مر.) مخنُث، اَمْرَد.
(ص مر.) ۱- بی نظم و ترتیب. ۲- فقیر، درویش.
(سَ رُ) (ص مر.) ۱- فرومایه، پست، دنی. ۲- ناتوان، عاجز.
(دَ تُ) (ص.) مجازاً فاقد زیرکی ی ا ورزیدگی لازم برای کار و فعالیت، دست و پاچلفتی.
(پَ) (ص مر.) بی باک، نترس.
(ص مر.) بی مانند، بی نظیر.
(ص مر.) ۱- بی مانند، بی نظیر. ۲- خدای تعالی.
(حِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) بی اندازه.