(خَ طَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) ۱- بدون آسیب. ۲- بی ارزش.
(ص مر.) ۱- بی فکر، بی اندیشه. ۲- غافل. ۳- بی غم، لاقید.
(دَ) (ص مر.) بی سر و سامان، بی سرمایه.
(رَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) ۱- سخت دل، شقی، قسی. ۲- ظالم، ستمکار.
(رَ) (ص مر.) بی غیرت.
(رَ) (ص مر.) ۱- بدون رنگ. ۲- عالم وحدت. ۳- کنایه از: ساده و بی آلایش.
(دَ تُ) (ص.) مجازاً فاقد زیرکی ی ا ورزیدگی لازم برای کار و فعالیت، دست و پاچلفتی.
(پَ) (ص مر.) بی باک، نترس.
(ص مر.)دارای بوی بد، بدبو، متعفن.
(اَ دَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) ۱- بی دانش. ۲- بی تربیت. ۳- گستاخ، جسور.