صفت

بهروز

(بِ)
۱- (اِمر.) روز خوب، روز خوش.
۲- نوعی بلور کبود و شفاف و کم قیمت.
۳- کندر هندی.
۴- (ص مر.)نیک روز، خوش اختر، نیک بخت.

    بهم

    (بِ هَ) (ص مر.)
    ۱- با هم، همراه.۲ – تنگدل، محزون.

      بهدار

      (بِ) (ص فا.) مأمور بهداری که عهده دار رسیدگی به بهداشت مردم مخصوصاً اهالی روستا و قصبات است.

        بهتر

        (بِ تَ) (ص تف.)
        ۱- نیکوتر، خوب تر.
        ۲- زیباتر، جمیل تر.
        ۳- شایسته تر، لایق تر.
        ۴- با کیفیت خوب تر.

          بهترین

          (~.) (ص عالی.)
          ۱- نیکوترین، خوب ترین.
          ۲- زیباترین، قشنگ ترین.
          ۳- شایسته ترین، لایق ترین.

            بهادر

            (بَ دُ) [ تر. ] (ص.) دلیر، دلاور، شجاع.

              به

              (بِ) [ په. ] (ص.) خوب، نیک.

                بنکدار

                (بُ نَ) (ص فا.) عمده فروش، کسی که جنس را به طور عمده می‌فروشد.

                  پیمایش به بالا