صفت

بستار

(بِ) (ص. اِ.)
۱- سست، نااستوار.
۲- گرفتار، گرو.

    بسته

    (بَ تِ) (ص مف.)
    ۱- اسیر، دربند، مقید.
    ۲- منجمد شده.
    ۳- مجبور شده.
    ۴- مسدود، مقفل.
    ۵- سد شده، جلوگیری شده.
    ۶- فراز شده، مق. گشوده، باز.

      بستک

      (بُ تَ) (ص. اِ.)
      ۱- خادم، خدمتکار.
      ۲- چمچه کوچک.

        بسام

        (بَ سّ) [ ع. ] (ص.) خندان، گشاده رو.

          پیمایش به بالا