(بَ وَ) (ص.) خوشبخت، بختیار.
(بَ) [ ع. ] (ص.) ۱- زراعت دیم. ۲- ارزان، ناچیز.
(بَ تِ) (ص. اِ.) ۱- گوسفند سه ساله یا چهار ساله. ۲- فربه، چاق.
(~. نَ نِ) (ص.) کنایه از: آدم ترسو، بی کفایت و وابسته به دیگران.
(بَ) [ ع. ] (ص.) ناب، ساده، ویژه.
(بِ) (ص مر.) شایسته، لایق، درخور، به موقع.
(بَ چِّ نِ) (ص.) مربوط یا منسوب به بچه مجازاً نسجیده، احمقانه.
(بَ چَ) (ص.) شخصی که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرک و ملوث سازد.
(~.) (ص فا.) آن که تمایل به آمیزش جنسی با پسر بچهها دارد.
(بِ) (ص.) ۱- کامل. ۲- نیکو.