صفت

بالنده

(لَ دِ) (ص فا.) نمو کننده، نشو و نما – کننده.

    بالابلند

    (بُ لَ) (ص مر.)
    ۱- آن که قدش دراز باشد، بلندقد، بلندقامت.
    ۲- طولانی تر از حد معمول، دراز.
    ۳- کامل و بدون کم و کسر.

      باقیات

      [ ع. ] (ص. اِ.) جِ باقیه. ؛ ~ صالحات عمل‌های نیک، کارهای نیکو.

        باکره

        (کِ رِ) [ ع. باکره ] (ص.) دختر، دوشیزه.

          باکلاس

          (کِ) [ فا – فر. ] (ص.)
          ۱- ویژگی آن که مقررات و آداب اجتماعی را به خوبی رعایت می‌کند.
          ۲- دارای کیفیت خوب یا مطلوب نسبت به مجموعه همانند خود.

            باکوره

            (رِ یا رَ) [ ع. باکوره ] (ص.)
            ۱- اول هر چیز.
            ۲- میوه نورس، نوبر، ج. باکورات. بواکیر.

              بالا

              (ص فا.)
              ۱- بالنده، نمو کننده.
              ۲- زبر، فوق.
              ۳- بلندی، ارتفاع.
              ۴- طول، درازا.
              ۵- پشته، تپه.
              ۶- قد و قامت. ؛ ~ بالاها پریدن کنایه از: بسیار جاه طلب بودن.

                بافته

                (تِ) (ص مف.)
                ۱- تابیده شده.
                ۲- پارچه.
                ۳- فرش. ؛ ~ نبودن به پای کسی شایسته آن کس نبودن.

                  پیمایش به بالا