صفت

اسافل

(اَ فِ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ اَسفل ؛ فرو – دستان. (طبقه پست)، زیردستان.

    اژکان

    ( اَ ) (ص.)تنبل، کاهل. اژکهان و اژکهن و اژهان و اژهن نیز گویند.

      اژدرافکن

      (~. اَ کَ) (ص فا. اِمر.) کشتی بخاری کوچک و دراز و بسیار سریع که اژدر به سوی کشتی‌های دشمن می‌افکند.

        ازناور

        (اَ وَ) [ گرجی ] (ص.)
        ۱- شریف و بزرگ قوم.
        ۲- شجاع و دلیر و پهلوان.

          ازرق

          (اَ رَ) [ ع. ] (ص. اِ.)
          ۱- کبود، نیلگون.
          ۲- کبود چشم.
          ۳- نابینا.
          ۴- خط چهارم از هفت خط جام جم.

            ازرق پوش

            (~.) [ ع – فا. ] (اِفا.)
            ۱- کسی که جامه کبود پوشد.
            ۲- صوفی.
            ۳- (ص.) کنایه از: صوفیِ ریایی.

              پیمایش به بالا