صفت

اسافل

(اَ فِ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ اَسفل ؛ فرو – دستان. (طبقه پست)، زیردستان.

    اژکان

    ( اَ ) (ص.)تنبل، کاهل. اژکهان و اژکهن و اژهان و اژهن نیز گویند.

      ازناور

      (اَ وَ) [ گرجی ] (ص.)
      ۱- شریف و بزرگ قوم.
      ۲- شجاع و دلیر و پهلوان.

        اژدرافکن

        (~. اَ کَ) (ص فا. اِمر.) کشتی بخاری کوچک و دراز و بسیار سریع که اژدر به سوی کشتی‌های دشمن می‌افکند.

          ازرق پوش

          (~.) [ ع – فا. ] (اِفا.)
          ۱- کسی که جامه کبود پوشد.
          ۲- صوفی.
          ۳- (ص.) کنایه از: صوفیِ ریایی.

            پیمایش به بالا