صفت

اثلم

(اَ لَ) [ ع. ] (ص.) رخنه دار، رخنه یافته.

    اتوماتیک

    (اُ تُ) [ فر. ] (ص.)
    ۱- ویژگی هر وسیله‌ای که بدون دخالت انسان و خود به خود کار کند.
    ۲- عملی که بدون فکر کردن انجام شود، خودکار (فره).

      اتابک

      (اَ بَ) [ تر. ] (ص مر.)
      ۱- پدربزرگ، عنوانی که در دستگاه حکومتی سلجوقی به غلامان ترکی که از خود شایستگی نشان می‌دادند داده می‌شد و به عنوان مربی شاهزادگان تعیین می‌شدند.
      ۲- وزیر بزرگ.

        ابیو

        (اَ) (ص.) = آبی: نیلگون، کبود، ازرق، آسمان گون.

          اپن

          (اُ پِ) [ انگ. ] (ص.) باز، گشوده، فاش، آزاد، بی دیوار، بی مانع، رو راست.

            ابی

            (اَ بِ یّ) [ ع. ] (ص.) ابا کننده، سرکش، انکار کننده.

              پیمایش به بالا