صفت

ابی

(اَ بِ یّ) [ ع. ] (ص.) ابا کننده، سرکش، انکار کننده.

    ابن الوقت

    (~. وَ) [ ع. ] (ص مر.)
    ۱- فرصت – طلب، آن کسی که هر لحظه رنگ عوض می‌کند.
    ۲- در اصطلاح صوفیان سالکی که فرصت را از دست ندهد و به انجام وظایف بپردازد و به گذشته و آینده توجهی نداشته باشد.

      ابلهانه

      (اَ لَ نِ) [ ع – فا. ] (ص. ق.)از روی نادانی و نابخردی و حماقت.

        ابلق

        (اَ لَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- دو رنگ.
        ۲- پیس، پیسه، سیاه و سفید.
        ۳- مجازاً روزگار، زمانه. ابلک هم گویند.

          پیمایش به بالا