(ق.) به ندرت، کم و بیش.
(دَ نِ) (ق.) مانند کودکان بودن مجازاً: غیرمنطقی، نامعقول.
(کُ نُ) (ق.) اکنون، اینک.
(~.) (ق.) فعلی، مربوط به زمان حال.
(کُ پِ لِ) [ فر. ] (ق.) کامل، کاملاً.
(کَ) [ ع. ] (ق.) همچنان، مانند اینکه.
(کُ لَّ نْ) [ ع. ] (ق.) تماماً، همه.
(کَ. کَ) (ق.) در حال کشیدن.
(کِ رَ نْ) [ ازع. ] (ق.) مکرراً، به تکرار، به کرامت.
(کَ) [ ع. ] (ق.) این چنین، چنین.