قید

کودکانه

(دَ نِ) (ق.) مانند کودکان بودن مجازاً: غیرمنطقی، نامعقول.

    کما

    (کَ) [ ع. ] (ق.) همچنان، مانند اینکه.

      کلاً

      (کُ لَّ نْ) [ ع. ] (ق.) تماماً، همه.

        کراراً

        (کِ رَ نْ) [ ازع. ] (ق.) مکرراً، به تکرار، به کرامت.

          کذا

          (کَ) [ ع. ] (ق.) این چنین، چنین.

            Scroll to Top