قید

کذلک

(کَ ذا لِ) [ ع. ] (ق.) همچنین، چنین هم.

    کاشکی

    (ق.) از ادات تمنی است و دال بر تأسف و افسوس و آرزو و حسرت دارد.

      قهراً

      (قَ رَ) [ ع. ] (ق.) از روی قهر، از روی اجبار.

        قطعاً

        (قَ عَ نْ) [ ع. ] (ق.) مطمئناً، یقیناً. در جمله منفی به معنی ابداً، هرگز و به هیچ وجه آید.

          قاطبه

          (طِ بَ یا بِ) [ ع. قاطبه ] (ق.) عموماً، همگی.

            قاعدتاً

            (عِ دَ تَ نْ) [ ع. قاعدهً ] (ق.)
            ۱- بر طبق قاعده، اصلاً، اساساً.
            ۲- طبق معمول، معمولاً.

              Scroll to Top