اسم

شهد

(شَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- عسل.
۲- شیرینی.

    شهر

    (شَ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- آبادیی که جمعیت زیاد، خانه‌ها، مغازه‌ها و خیابان‌های بزرگ و وسیع داشته باشد.
    ۲- کشور. ؛ ~ هرت کنایه از: شهری که در آن نظم و قانون نیست.

      شهر فرنگ

      (شَ ر فَ رَ) (اِمر.) دستگاه نمایش قدیمی به صورت اتاقکی قابل حمل که تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچه آن فیلم یا تصویری را که به وسیله ذره بین بزرگ شده بود تماشا می‌کرد.

        شنوایی

        (شَ یا ش)۱ – (حامص.) عمل شنیدن.
        ۲- (اِ.) یکی از حواس ظاهره و آن شنیدن اصوات است.

          شنود

          (شُ)
          ۱- (اِمص.) عمل شنیدن.
          ۲- (اِ.) دستگاه رسانه‌ای مخفی برای جاسوسی و کنترل مخالفان.

            شنگرف

            (شَ گَ) (اِ.) شنجرف، اکسید سرب که سرخ رنگ است و از آن در نقاشی استفاده م ی کنند.

              شنگله

              (شَ گُ لَ یا لِ) (اِ.)
              ۱- خوشه.
              ۲- ریشه دستار یا جامه.

                شنگینه

                (شَ نَ یا نِ) (اِ.)
                ۱- چوب دستی که چارپایان را به وسیله آن رانند.
                ۲- چوبی که گازران پارچه و لباس را به هنگام شست وشو با آن کوبند؛ کدین.

                  Scroll to Top