شمشیر
(شَ) [ په. ] (اِ.)سلاحی آهنین و فولادین که دارای تیغهای بلند و منحنی و برندهاست. ؛ ~ را از رو بستن کنایه از: حالت تهدیدآمیز به خود گرفتن. ؛ ~ را غلاف کردن کنایه از: از تهدید دست کشیدن و از در سازش درآمدن.
(شَ) [ په. ] (اِ.)سلاحی آهنین و فولادین که دارای تیغهای بلند و منحنی و برندهاست. ؛ ~ را از رو بستن کنایه از: حالت تهدیدآمیز به خود گرفتن. ؛ ~ را غلاف کردن کنایه از: از تهدید دست کشیدن و از در سازش درآمدن.
(شَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- موم.
۲- آلتی که از موم یا پیه سازند و در میان آن فتیلهای قرار دهند و آن را برفروزند تا روشنایی دهد.
۳- آلتی در انتهای سیلندر و روی سرسیلندر که روی موتور اتومبیل نصب میشود.
(شَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) گیاهی است از رده دو لپهایهای جدا گلبرگ. گلهایش زیبا و به رنگهای سرخ یا صورتی یا ارغوانی یا سفید. از گلهای زینتی است و قلمه آن را در گلدان یا باغچه میکارند.
(شَ عَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
۱- شمع کوچک.
۲- ستونی کوچک برای محافظت بنا یا دیوار مشکوکی که بیم خرابی آن رود.