اسم

شنار

(شَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) عار، ننگ.
۲- زشت – ترین عیب.
۳- در فارسی، شوم، نامبارک.

    شمه

    (شَ مَّ) [ ع. شمه ] (اِ.)
    ۱- بوی خوش.
    ۲- اندک، کم.

      شمه

      (ش مَ) (اِ.)
      ۱- اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند.
      ۲- سرشیر.

        شموس

        (شُ) [ ع. ] (اِ.) جِ شمس ؛ خورشیدها.

          شمول

          (شُ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) فرا گرفتن، احاطه کردن.
          ۲- (اِمص.) احاطه.

            شن

            (ش) (اِ.) خرده سنگ‌هایی که از ریگ نرم ترند.

              شمشاد

              (ش) [ په. ] (اِ.) درختی است از راسته دو لپه‌ای‌ها و دارای برگ‌های کوچک گرد که همیشه سبز است. چوب آن سخت و محکم است. شمشاد اناری، شمشاد نعناعی، شمشاد فرنگی، بقس، عثق و کیش نیز گفته می‌شود.

                Scroll to Top