اسم

شمع

(شَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- موم.
۲- آلتی که از موم یا پیه سازند و در میان آن فتیله‌ای قرار دهند و آن را برفروزند تا روشنایی دهد.
۳- آلتی در انتهای سیلندر و روی سرسیلندر که روی موتور اتومبیل نصب می‌شود.

    شمعدانی

    (شَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) گیاهی است از رده دو لپه‌ای‌های جدا گلبرگ. گل‌هایش زیبا و به رنگ‌های سرخ یا صورتی یا ارغوانی یا سفید. از گل‌های زینتی است و قلمه آن را در گلدان یا باغچه می‌کارند.

      شمعک

      (شَ عَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
      ۱- شمع کوچک.
      ۲- ستونی کوچک برای محافظت بنا یا دیوار مشکوکی که بیم خرابی آن رود.

        شمل

        (شَ مَ) (اِ.) چارق، کفش چرمی ساده.

          شمل

          (شَ مْ یا مَ) [ ع. ] (اِ.) گروه، جماعت.

            شمت

            (شَ مَّ) [ ع. شمه ] (اِ.)
            ۱- (مص م.) واحد شم: یکبار بوییدن. (اِ.)
            ۲- بوی اندک.
            ۳- مقدار کم، اندک.

              شما

              (ش) [ فر. ] (اِ.) تصویری کلی از چیزی بدون جزییات آن.

                شمار

                (شُ) [ په. ] (اِ.)۱ – حساب.
                ۲- حد، اندازه.
                ۳- عدد.
                ۴- نمره.

                  شماره

                  (شُ رَ یا رِ) (اِ.)
                  ۱- عدد، شمار.
                  ۲- عددی که نماد و نشانه چیزی است.
                  ۳- عددی که نوبت یا رتبه کسی یا چیزی را نشان دهد.
                  ۴- عددی که اندازه چیزی را نشان دهد.
                  ۵- هر واحد از روزنامه، مجله و مانند آن.

                    پیمایش به بالا