اسم

شمامه

(شَ مّ مَ یا مِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دستنبو.
۲- هر چیز خوشبو که در دست گیرند و ببویند.
۳- قندیل، چراغ دان.

    شمایل

    (شَ یِ) [ ع. شمائل ] (اِ.)
    ۱- جِ شمال و شمله ؛ طبع‌ها، خوی‌ها.
    ۲- شکل، صورت.
    ۳- تصویر بزرگان دینی و مذهبی.

      شمپانزه

      (شَ زِ) [ فر. ] (اِ.) گونه‌ای از میمون انسان نما که بدون دم است و در جنگل‌های افریقا زندگی می‌کند. قدش از انسان کوتاه تر و بدنش از موهای دراز پوشیده شده‌است.

        شمت

        (شَ مَّ) [ ع. شمه ] (اِ.)
        ۱- (مص م.) واحد شم: یکبار بوییدن. (اِ.)
        ۲- بوی اندک.
        ۳- مقدار کم، اندک.

          شما

          (ش) [ فر. ] (اِ.) تصویری کلی از چیزی بدون جزییات آن.

            شمار

            (شُ) [ په. ] (اِ.)۱ – حساب.
            ۲- حد، اندازه.
            ۳- عدد.
            ۴- نمره.

              شله

              (شُ لِّ) (اِ.) آش برنج، شوربا.

                شله

                (شُ لَ یا لِ) (اِ.)
                ۱- جای خاکروبه و زباله.
                ۲- فرج (زن)، شرم زن.
                ۳- لته‌ای که زنان در ایام حیض در شرم خود نهند.

                  پیمایش به بالا