اسم

شفع

(شَ) [ ع. ] (اِ.) زوج (عدد)، جفت ؛ ج. اشفاع، شفاع.

    شفعه

    (شُ عَ یا عِ) [ ع. شفعه ] (اِ.) حق همسایگی.

      شفق

      (شَ فَ) [ ع. ] (اِ.) سرخی افق پس از غروب آفتاب.

        شفه

        (شَ فَ یا فِ) [ ع. شفه ] (اِ.) لَب.

          شفتالو

          (شَ) (اِمر.) درختی از تیره گل سرخیان که از گونه‌های هلو به شمار می‌رود. میوه اش از هلو کوچک تر است. گل، برگ و دیگر اجزای این گیاه مانند هلوست.

            شفته

            (شَ تَ یا تِ) (اِ.) بیضه مانندی است از ریسمان که بر دوک پیچیده شود.

              شفته

              (ش تِ) (اِ.) مخلوطی از آب و آهک و خاک و شن که در پی ریزی ساختمان به کار می‌رود.

                پیمایش به بالا