اسم

شش پر

(~. پَ) (اِمر.)
۱- نوعی گرز آهنین که دارای شش پهلو باشد.
۲- چوبدستی ضخیم و کوتاه دارای سری گرد که به وسیله خطوط به شش قسمت شده و بر آن میخ‌های درشت کوبیده باشند.

    شش خنج

    (~. خَ) (اِ.) گردکانی باشد که درون آن را خالی کنند و به جهت بازی قمار پر از سرب سازند.

      شست

      (شَ) (اِ.) انگشت بزرگ و پهن دست یا پا، انگشت نر، انگشت ابهام. ؛~ کسی خبردار شدن ناگهان پی بردن، به فراست دریافتن.

        شست

        (~.) (اِ.) قلاب و تور ماهیگیری، دام، کمند.

          شسته

          (شُ تِ) (ص مف.)
          ۱- پاک شده، آب کشیده.
          ۲- (اِ.) دستارچه.

            شرنگ

            (شَ رَ) (اِ.)
            ۱- سمُ، زهر.
            ۲- هر چیز تلخ.
            ۳- حنظل.

              شره

              (شَ رَ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) حریص شدن.
              ۲- (اِ.) حرص، آز.

                Scroll to Top