ششدره
(ش دَ رَ یا رِ) (اِ.)
۱- شش جهت.
۲- محل هلاک.
۳- عجز، زبونی.
(شَ رَ) [ ع. شطاره ]
۱- (مص ل.) شوخ و بی باک شدن.
۲- (اِمص.) شوخی، بی باکی، چالاکی، زرنگی.
۳- ترک موافقت مردمان به سبب خباثت و لئامت.
(شَ)
۱- (ص نسب.) منسوب به شست.
۲- (اِ.) تختهای بیضی یا مستطیل که رنگهای مختلف روی آن چیده شود. در یک گوشه شستی بریدگی ای وجود دارد که جای شست دست چپ نقاش است. نقاش به هنگام کار بر روی شستی به وسیله قلم مو رنگها ی لازم را مخلوط میکند و رنگ منظور را آم اده میسازد و سپس آن را به کار میبرد.
۳- اشاره با شست به سیمِ بم.