شته
(شَ تَ یا تِ) (اِ.) حشرهای ریز که آفت درختان است.
(شَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- برگشتگی پلک چشم.
۲- فروهشتگی پلک پایین.
۳- انقطاع، بریدگی، انشقاق (لب زیرین و غیره).
۴- عیب، نقص.
(شُ تُ) [ په. ] (اِ.) پستانداری است نشخوارکننده از گروه سم داران بدون شاخ با پاهایی که دو انگشت دارد. این حیوان در برابر گرما و تشنگی بسیار مقاوم است. ؛ ~دیدی، ندیدی سفارش به کتمان راز. ~ ؛ ~سواری دولا دولا نمیشه کنایه از: تلاش بیهوده برای پنهان کاری.
(ش پِ) [ په. ] (اِ.) = اشپش: حشرهای از راسته نیم بالان که به علت زندگی انگلی فاقد بال شده و حامل میکروب برخی از امراض از قبایل تب زرد و تیفوس و غیره میباشد. دو نوع شپش دیده شده که تخم آنها را رشک گویند. ؛ ~ توی جیب کسی سه قاب زدن در نهایت فقر و عسرت به سر بردن.