شبیخون
(شَ) (اِمر.) حمله ناگهانی در شب.
(شَ بَ یِّ) [ ع. شبکیه ] (ص نسب.) (اِ.) پردهای است عصبی که داخلی ترین پردههای جدار کره چشم را تشکیل میدهد.
(شَ نَ) (اِمر.) قطرهای شبیه دانه باران که شب روی برگ گل و گیاه مینشیند. بشم، بژم، بشک، اپشک، افشک، افشنگ و ژاله نیز گفتهاند.
(شَ بَ یا بِ) [ معر. ] (اِ.) نوعی سنگ و آن گونهای لینیت است که در نتیجه تراکم ذرات کربن و تغییرات شیمیایی نسبتاً سخت شده و رنگ سیاه براقی دارد و در جواهر – سازی مصرف میشود.