اسم

شبک

(شَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دام صیاد.
۲- دندانه‌های شانه.

    شبکه

    (شَ بَ کَ یا کِ) [ ع. شبکه ] (اِ.)
    ۱- هر چیز سوراخ سوراخ.
    ۲- تور ماهی گیری.
    ۳- در فارسی چند مؤسسه یا دستگاه وابسته به هم را گویند که در یک رشته کار کنند. ؛ ~بانکی مجموعه سازمانی به هم پیوسته با هدف اجرای عملیات بانکی. ؛ ~ کامپیوتری تعدادی کامپیوتر و دستگاه‌های جانبی که به وسیله کابل یا خط تلفن یا سایر پیوندهای ارتباطی به یکدیگر متصل شده باشند.

      شبح

      (شَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- تن، کالبد.
      ۲- سیاهی جسم که از دور به نظر رسد. ج. اشباح.

        شبدر

        (شَ دَ)(اِ.)گیاهی است از تیره پروانه – واران کهٔ کساله یا دوساله‌است و برخی گونه‌های پایا نیز دارد. برگ‌هایش مرکب از سه برگچه‌است. گل‌هایش سفید یا قرمز یا صورتی است.

          شبر

          (شَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- حق نکاح، مهر، دست پیمان، کابین.
          ۲- زواج، نکاح.

            شبر

            (شَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- عطیه، بخشش.
            ۲- خیر، نیکی.

              شبر

              (شَ بَّ) [ ع. ] (اِ.) حضرت امام حسن (ع).

                Scroll to Top