اسم

شباهنگ

(شَ هَ) (اِمر.)۱ – مرغ سحر.
۲- تیشتر، ستاره شعری ‘، ستاره صبح.

    شبتک

    (شَ تَ) (اِ.) = شپتک: نوعی بازی و آن چنان است که به یک پای برجهند و لگد بر پشت و پهلوی هم زنند.

      شب نامه

      (~. مِ) (اِمر.) هر نوشته‌ای که شب هنگام و پنهانی میان مردم پخش کنند.

        شب نهه

        (شَ نِ هَ یا هِ) (اِمر.) گنج زر و جواهری که در زیر زمین دفن کنند.

          شباب

          (شَ) [ ع. ] (اِمص.)
          ۱- جوانی.
          ۲- پرده‌ای است از موسیقی.

            شبادان

            (شَ) [ قس. شبستان ] (اِمر.)
            ۱- آن جا که شب آرام گیرند.
            ۲- زیرزمین عمیق خانه که در تابستان برای خنکی از آن استفاده کنند.

              شب بو

              (~.) (اِمر.) گیاهی است از تیره صلبیان که زینتی است و به سبب دارا بودن گل‌های معطر و زیبا غالباً در باغچه‌ها کشت می‌شود. شب بوی، شقاری، شمشم، خمخم، خیرو، خیری نیز گفته می‌شود.

                پیمایش به بالا