اسم

شبادان

(شَ) [ قس. شبستان ] (اِمر.)
۱- آن جا که شب آرام گیرند.
۲- زیرزمین عمیق خانه که در تابستان برای خنکی از آن استفاده کنند.

    شباط

    (شُ) [ عبر. ] (اِ.) پنجمین ماه سال سریانی مأخوذ از نام یازدهمین ماه سال یهودیان که تقریباً بر آن منطبق است. این ماه در ۳۱ ژانویه تقویم رومی شروع می‌شود و شامل ۲۸ روز است و در هر چهار سال یک روز کبیسه بدین روزها افزوده می‌گردد.

      شبانه روز

      (~.) (اِمر.)
      ۱- شب و روز، بیست و چهار ساعت، یک شب و یک روز.
      ۲- همیشه، علی الاتصال.

        شباهنگ

        (شَ هَ) (اِمر.)۱ – مرغ سحر.
        ۲- تیشتر، ستاره شعری ‘، ستاره صبح.

          شبتک

          (شَ تَ) (اِ.) = شپتک: نوعی بازی و آن چنان است که به یک پای برجهند و لگد بر پشت و پهلوی هم زنند.

            شب

            (شَ) [ په. ] (اِ.) زمانِ بین غروب خورشید تا سپیده دم. ؛ ~ قدر شبی در ماه مبارک رمضان که در آن قرآن بر پیامبر (ص) نازل شد. تاریخ دقیق آن معلوم نیست لذا شب‌های هفدهم، نوزدهم، بیست ویکم، بیست و سوم و بیست و هفتم را شب قدر دانسته‌اند، لیله القدر. ؛ ~ برات شب پانزدهم شعبان، شب قدر. ؛ ~ شعر مراسم شبانه که در آن تعدادی شاعر شعرهای خود را برای حاضران می‌خوانند.

              شب

              (شَ بّ) [ ع. ] (اِ.) نوعی از زاج که بیشتر در یمن به دست آید؛ شب یمانی، زاج سفید.

                Scroll to Top