شب چره
(~. چَ رِ) (اِمر.) آجیل و میوه که در شب نشینی میخورند.
[ په. ] (ص مر.)
۱- سزاوار.
۲- درخور شاه.
۳- هر چیز خوب و گران بها.
۴- فراخ.
۵- خزانه.
۶- گنج شاهانه.
۷- از عیوب قافیهاست و آن تکرار علامت جمع باشد در قافیه. شایورد (یْ وَ) (اِمر.)
۱- هاله، خرمن ماه.
۲- پردهای است از موسیقی.
[ ع. ]
۱- (مص م.) سبقت گرفتن.
۲- کندن.
۳- (اِ.) غایت هر چیز.
۴- تک، ته.
۵- مهار شتر.
۶- به شکل شتر.
۷- خاک چاه.
۸- زنبیل.
۱ – (ص نسب.) منسوب به شاه.
۲- (اِ مر.) واحد پول خُرد برابر با یک بیستم ریال که در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی رایج بود.
۳- تره تیزک.