اسم

شایگان

[ په. ] (ص مر.)
۱- سزاوار.
۲- درخور شاه.
۳- هر چیز خوب و گران بها.
۴- فراخ.
۵- خزانه.
۶- گنج شاهانه.
۷- از عیوب قافیه‌است و آن تکرار علامت جمع باشد در قافیه. شایورد (یْ وَ) (اِمر.)
۱- هاله، خرمن ماه.
۲- پرده‌ای است از موسیقی.

    شأن

    (شَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- کار، حال.
    ۲- امر بزرگ. ج. شئون (شؤون).

      شأو

      [ ع. ]
      ۱- (مص م.) سبقت گرفتن.
      ۲- کندن.
      ۳- (اِ.) غایت هر چیز.
      ۴- تک، ته.
      ۵- مهار شتر.
      ۶- به شکل شتر.
      ۷- خاک چاه.
      ۸- زنبیل.

        شاهی

        ۱ – (ص نسب.) منسوب به شاه.
        ۲- (اِ مر.) واحد پول خُرد برابر با یک بیستم ریال که در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی رایج بود.
        ۳- تره تیزک.

          شاهین

          (اِ.)
          ۱- از پرندگان شکاری شبیه به عقاب.
          ۲- زبانه ترازو.

            شایبه

            (یِ بَ یا بِ) [ ع. شائبه ] (اِ.)
            ۱- عیب، آلودگی.
            ۲- شک، گمان.

              پیمایش به بالا