اسم

شاهرگ

(رَ) (اِمر.) شریانی است ضخیم که خون را از قلب به سر می‌رساند، رگ گردن. حبل الورید.

    شاه توت

    (اِمر.) گونه‌ای توت که از گیاهان مرغوب میوه دار است. اصل آن از ایران است و از این کشور به آسیای صغیر و اروپا برده شده. میوه شاه توت بزرگ تر از توت سفید، رنگش قرمز تیره یا ارغوانی و مزه اش ترش و شیرین و مطبوع است.

      شاه رش

      (رَ) (اِمر.) = شاه ارش. ارش: واحد طول و آن از سرانگشت میانین دست راست است تا سرانگشت میانین دست چپ، آن گاه که دست‌ها را از هم بگشایند و آن معادل پنج ارش کوچک است ؛ باع، قولاج.

        شاه قام

        [ فا – ع. ] (اِمر.) = شاه قایم: پی در پی کشت گفتن به حریف، آن گاه که خود را در بازی شطرنج زبون بینند تا بدین وسیله فرصت ندهند که بازی دیگر کند و بازی قایم شود.

          شانل

          (نِ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- نوعی طرح لباس زنانه.
          ۲- نوعی طرح زیورآلات.

            شانه

            (~.) [ په. ] ابزاری دندانه دار که با آن موی یا ریش را مرتب کنند.

              شانه

              (نِ) (اِ.) استخوان کتف، دوش. ؛ ~خالی کردن کنایه از: مسولیت کاری را نپذیرفتن.

                Scroll to Top