شاه رش
(رَ) (اِمر.) = شاه ارش. ارش: واحد طول و آن از سرانگشت میانین دست راست است تا سرانگشت میانین دست چپ، آن گاه که دستها را از هم بگشایند و آن معادل پنج ارش کوچک است ؛ باع، قولاج.
(رَ) (اِمر.) = شاه ارش. ارش: واحد طول و آن از سرانگشت میانین دست راست است تا سرانگشت میانین دست چپ، آن گاه که دستها را از هم بگشایند و آن معادل پنج ارش کوچک است ؛ باع، قولاج.
[ فا – ع. ] (اِمر.) = شاه قایم: پی در پی کشت گفتن به حریف، آن گاه که خود را در بازی شطرنج زبون بینند تا بدین وسیله فرصت ندهند که بازی دیگر کند و بازی قایم شود.