اسم

شار

(اِ.) = شاره: پارچه‌ای به غایت نازک و رنگین که بیشتر زنان از آن لباس می‌کردند و نیز جامه فانوس می‌ساختند.

    شارب

    (رِ) [ ع. ]
    ۱- (اِفا.) نوشنده.
    ۲- (اِ.) سبیل، سبلت.

      شارسان

      (رْ) (اِ.) = شارستان:
      ۱- قسمت اصلی شهر که دیوار گرداگرد آن است و ارگ درون آن واقع است.
      ۲- شهرستان.

        شادمانه

        (نِ یا نَ)
        ۱- (ص مر.) شادمان.
        ۲- (اِ.)جشنی که از روی شادی و نشاط گیرند.

          پیمایش به بالا