اسم

شادورد

(دْ وَ رْ) (اِ.)
۱- گستردنی، فرش.
۲- هاله، خرمن ماه.
۳- تخت پادشاهی.
۴- پرده‌ای از موسیقی قدیم.

    شادیانه

    (نِ یا نَ)
    ۱- (اِمر.) آن چه از روی شادی باشد.
    ۲- (ص.) شاد.
    ۳- (اِ.) عیش، طرب.

      شار

      (اِ.)
      ۱- شهر.
      ۲- کشور، مملکت: ایرانشار (ایرانشهر).

        شاخ شانه

        (خْ نِ) (اِمر.) قسمی از گدایان که شاخ گوسفندی در یک دست و شانه‌ای در یک دست دیگر می‌گرفتند و آن شانه را بر شاخ می‌کشیدند تا صدای ناهنجاری برآید و مردم از آن صدا به ستوه آمده چیزی به آن‌ها بدهند.

          شاخابه

          (بِ یا بَ) (اِمر.)
          ۱- جوی کوچکی که از رود یا دریا جدا گردد.
          ۲- خلیج.

            شاخسار

            (اِمر.)
            ۱- قسمت بالای درخت که پُر شاخه باشد.
            ۲- جای انبوهی از درختان بسیار شاخ.
            ۳- شاخه درخت.

              شاخص

              (خِ) [ ع. ]
              ۱- (اِفا.) برآمده، مرتفع.
              ۲- برجسته، ممتاز.
              ۳- (اِ.) نمودار.
              ۴- نمونه، الگو، سرمشق.
              ۵- عددی که میانگین ارزش مجموعه‌ای از اقلام مرتبط با یکدیگر را برحسب درصدی از همان میانگین در فاصله زمانی دو تاریخ بیان کند.

                شاخه

                (خَ یا خِ) (اِ.)
                ۱- شاخه درخت.
                ۲- شعبه.
                ۳- بخش فرعی جدا شده از یک مجموعه اصلی.
                ۴- واحد شمارش تیرآهن، نبات و مانند آن.
                ۵- جام شراب که به شکل شاخ بود.

                  پیمایش به بالا