سنی
(س) (اِ.)
۱- آهن.
۲- ریم آهن.
(س) [ په. ] (اِ.) عددی بین دو و چهار، دو بعلاوه یک. ثلاث. ؛ ~ به سی دادن کنایه از: معامله پر سود کردن. ؛ ~ شدن بد شدن، خراب شدن.
(~. لِ یا لَ) (اِمر.) گردباد، اعصار. سنگر (سَ گَ) (اِ.) پناهگاه، پناهگاهی به شکل گودال در زمین یا دیواری ساخته شده از سنگ و کیسههای پُر از شن.
(سَ) (اِمر.) محکومی که او را تا کمر در خاک فرو میکردند و آن قدر با سنگ بر سر و رویش میکوفتند تا بمیرد.
(سَ گَ) (اِ.)۱ – نانی که بر روی سنگ -های خردوداغ در داخل تنور میپزند.۲ – سنگ کوچک.
۳- تگرگ.
۴- ژاله.