اسم

سنگ صبور

(~ صَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
۱- سنگ اساتیری که غم‌های مردم را می‌شنید و غم خوار آنان بود (اصولاً سنگ به صبوری و تحمل مَثَل است).
۲- مجازاً دوست شکیبا و دلسوز که به درد دل شخص گوش دهد.

    سنگ نوشته

    (سَ. نِ وِ تِ) (اِمر.) سنگی که بر روی آن نوشته‌ای را کنده باشند، کتیبه سنگی.

      سنگاب

      (~.) (اِمر.) ظرف بزرگ آب از جنس سنگ که در مساجد و جاهایی مانند آن قرار می‌دادند.

        سنگدان

        (~.) (اِمر.) بخشی از لوله گوارش پرندگان و بسیاری از مهره داران که دارای الیاف ماهیچه‌ای قوی و سخت است جهت خرد کردن مواد غذایی.

          سنگدوله

          (~. لِ یا لَ) (اِمر.) گردباد، اعصار. سنگر (سَ گَ) (اِ.) پناهگاه، پناهگاهی به شکل گودال در زمین یا دیواری ساخته شده از سنگ و کیسه‌های پُر از شن.

            سنگسار

            (سَ) (اِمر.) محکومی که او را تا کمر در خاک فرو می‌کردند و آن قدر با سنگ بر سر و رویش می‌کوفتند تا بمیرد.

              سنگک

              (سَ گَ) (اِ.)۱ – نانی که بر روی سنگ -‌های خردوداغ در داخل تنور می‌پزند.۲ – سنگ کوچک.
              ۳- تگرگ.
              ۴- ژاله.

                سندیکا

                (سَ) [ فر. ] (اِ.) اتحادیه صنفی برای دفاع از منافع اقتصادی مشترک افراد یک صنف.

                  Scroll to Top