اسم

سندان

(س) (اِ.)
۱- ابزار آهنی ضخیم که آهنگران آهن را روی آن گذاشته و با پُتک می‌کوبند.
۲- تکه آهن زیر کوبه در.

    سندروس

    (سَ دَ) [ معر – یو. ] (اِ.)
    ۱- سرو کوهی.
    ۲- صمغی که از گونه‌ای سرو کوهی استخراج می‌شود و در طب قدیم مورد استعمال بوده ضمناً از آن در ساختن دانه تسبیح یا گردن بند استفاده می‌کرده‌اند، از مخلوط سندروس و روغن بزرک روغنی به نام روغن کمان حاصل می‌کرده‌اند که از آن جهت چرب کردن کمان‌ها استفاده می‌شد؛ حجر السندوس.
    ۳- تبریزی.
    ۴- نارون.

      سنج

      (س یا سَ) (اِ.) یکی از آلات موسیقی و آن دو صفحه مدور فلزی است که با دست به هم کوفته می‌شود.

        سنجاب

        (سَ) (اِ.) پستانداری است از راسته جوندگان کمی کوچک تر از گربه با دُمی دراز و پر مو.

          سنجاق

          (سَ یا سُ) [ تر. ] (اِ.)
          ۱- درفش، رایت.
          ۲- یکی از تقسیمات ایالت در دولت عثمانی.

            سنجاق

            (سَ نْ) [ تر. سنجق ] (اِ.) سیخکی فلزی مانند سوزن که در ته آن دگمه کوچکی تعبیه شده برای وصل دو شیئی مثل پارچه به هم.

              سنجاق قفلی

              (سَ نْ. قُ) [ تر. ] (اِمر.) قطعه‌ای مفتول خمیده و نوک تیز که به یک سر آن قلابی وصل شده و سر دیگر در داخل آن بسته می‌شود و برای وصل کردن یا بستن چیزی به چیز دیگر به کار می‌رود.

                سنجاقک

                (سَ قَ) [ تر – فا. ] (اِ.) حشره‌ای است از راسته برگ بالان که دارای چهار بال نازک طویل می‌باشد. نوزادش پس از خروج از تخم ابتدا آبزی است و پس از تبدیل شدن به جانور کامل از آب خارج می‌شود.

                  سنجد

                  (سِ جِ) (اِ.)درختی است کوتاه و پر – خار، برگ‌هایش شبیه برگ بید و گل‌هایش خوشه‌ای سفید یا زرد، میوه اش کمی بزرگتر از فندق با پوسته قرمز رنگ و نازک و آردش نسبتاً شیرین است. بل، ضرع الکلیه، زقوم، پستانک، غبیده نیز نامیده می‌شود.

                    سنجر

                    (سَ جَ) [ تر. ] (اِ.)پرنده‌ای است شکاری.

                      Scroll to Top