اسم

سعانین

(سَ) [ معر. ] (اِ.) عیدی که مسیحیان در روز یکشنبه قبل از عید فصح برگزار می‌کنند.

    سعایت

    (سَ یَ) [ ع. سعایه ]
    ۱- (مص ل.) سخن چینی کردن.
    ۲- بدگویی کردن.
    ۳- (اِ مص.) سخن چینی.
    ۴- بدگویی، تهمت.

      سعت

      (س عَ) [ ع. سعه ] (اِمص.)
      ۱- فراخی، گشادگی.
      ۲- توانگری، توانایی.

        سعتر

        (سَ تَ) [ ع. ] (اِ.) مَرزِه، گیاهیست بیابانی خوشبو با برگ‌های ریز و گل‌های کبود که طعم تندی دارد، خوردنی ست در طب هم بکار می‌رود.

          سشوار

          (س شُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی برای خشک کردن موی سر.

            سریش

            (س رِ) (اِ.) ریشه گیاهیست که آن را آرد می‌کنند و از خمیر آن ماده‌ای چسبناک به دست می‌آورند.

              سریع

              (سَ) [ ع. ]
              ۱- (ص.) تند رونده، شتابنده.
              ۲- چست و چالاک.
              ۳- (اِ.) ی کی از بحرهای عروضی بر وزن «مفتعلن مفتعلن فاعلان».

                Scroll to Top